عمق آنها كوشش جدي بكنند يا آنها را تحت نظام واحدي درآورند. جالب است كه مسنترين و برترين اين دو، يعني زكريابن محمد قزويني، را گاه پليني اسلام لقب دادهاند. قزويني دو تأليف مفصل دارد، يك دايرةالمعارف علوم طبيعي، و كتابي در جغرافيا شامل مقدار زيادي اطلاعات گوناگون. اين كتابها، با همهٴ متوسط بودنشان بايد بهخاطر تأثيرشان مورد توجه قرار گيرند.
درواقع اگر بخواهيم معارف آن عصر را بسنجيم كاري بهتر از مراجعه بدانها نيست. آثار عميقتر و عالمانهتر دانشمنداني همچون نصيرالدين و قطبالدين فقط ميتوانست مورد تقدير معدودي از افراد ممتاز قرار گيرد. برعكس قزويني معرف معارف متوسط افراد تحصيلكرده بود، يعني نه معلوماتي كه اين افراد داشتند، بلكه آنچه در دسترسشان بود، و واقعاً قادر به درك آن بودند، و آنچه خودشان ميتوانستند به آساني استفاده كنند. محمدبن ابراهيم وطواط عجايبالمخلوقاتنويس ديگري بود كه شهرت و اهميت كمتري داشت.
اكثريت حكماي مسلمان ابتدا به علم كلام و حديث علاقهمند بودند. علاقهٴ آنان به فلسفه جنبهٴ ثانوي داشت. ارائهٴ فهرست كامل اين حكما بيفايده است، ولي محض نمونه سه تن از آنان را برگزيدهايم.
يحييبن شرف نَوَوي، كه بيشتر در دمشق برآمد، كتاب معروفي دربارهٴ فقه شافعي، و كتابهاي متعددي دربارهٴ كلام و دين نوشت. بيضاوي فقيه شافعي ديگري بود كه در ايران ميزيست. وي موٴلف تفسيري بر قرآن است كه اهل سنت براي او چنان احترامي قائلند كه گويي كتابي مقدس است. محمدبن محمد تبريزي سومين متكلم، بهخاطر شرح بيست و پنج گزاره در تلخيص فلسفهٴ ارسطويي كه در
دلالةالحائرين ابن ميمون آمده است، در اين جا ذكر ميشود. متن عربي اين شرح، با همهٴ ارزشي كه دارد در دست نيست و ما آن را فقط از طريق ترجمهٴ عبري ميشناسيم. اين نمونهٴ خوبي است از يك اثر عربي، كه ممكن است مورخ فلسفهٴ اسلامي آن را نديده بگيرد، ولي تأثير عميقي در فيلسوفان يهود اعمال كرده است.
گفتگو از آثار ادبي محض ما را از بحث خود دور خواهد كرد، ولي ميتوان چند استثنا قائل شد. يكي طَيْفالخَيال، تأليف محمدبن دانيال، است كه تنها نمونهٴ موجود از شعر نمايشي دورهٴ اسلامي در قرون وسطاست. اين منظومه حاوي توصيفات غريبي از مضامين معاصر است.
ممكن است افرادي در مورد مناسبت قرار دادن محمدبن دانيال در اين بررسي معترض باشند، ولي يقين دارم همه متفقالقول خواهند بود كه اگر از دو تن از بزرگترين شاعران اين عصر، صرفنظر شود اين اثر نقصي اساسي خواهد داشت. تنها خوانندگان فارسيزبان ميتوانند ارزش كار اين دو تن را كاملاً دريابند، با اين حال آن دو به ادبيات سراسر جهان تعلق دارند.
بزرگتر، يعني سعدي، از بزرگترين شاعران بزمي همهٴ اعصار است، و تأثير او نه فقط در شرق، بلكه در سراسر غرب هم احساس شد؛ و در غرب به ويژه در نيمهٴ دوم سدهٴ هجدهم، اعتبار